تبليغاتX
شوکران اصلاحات
دغدغه های سیاسی-اجتماعی در مورد آینده ایران عزیز
 شور یا شعور؟!

شور یا شعور؟!

باید اعتراف کنم که حضور خاتمی و کاریزمای بی نظیرش علارقم تمام تفکراتم در دل من هم شور ایجاد کرد. دلیلش هم این بود که حس کردم پوز احمدی نژاد بد جوری به خاک مالیده می شه!!

کاریزمای خاتمی و تواناییش در جمع کردن رای مردم یک واقعیته؛ ولی این، همه چیز نیست. انتخابات و تعیین سرنوشت ایران شوخی نیست که بخواهیم احساسی و با شور درونی صرف در موردش قضاوت کنیم. یکی از اساتید خوبم همیشه می گفت: "شور وقتی ارزشمنده که پشت سرش شعور باشه". آبا پشت سر شوری که خاتمی در دلها ایجاد کرده، منطقی هم برای حضور او وجود دارد؟ آیا به بعد از انتخابات هم فکر کرده اند؟

من می خوام از افرادی که تمام فکر و ذکرشون رفتن احمدی نژاده بپرسم آیا واقعا تمام مشکلات امروز کشور ما در احمدی نژاد خلاصه می شه؟ و آیا واقعا فقط با رفتن احمدی نژاد همه چی حل می شه؟ اصلا دوازده سال پیش که خاتمی و اصلاحات مطرح شد مگر احمدی نژادی در کار بود؟ وای به ما! یعنی واقعا ما از دوازده سال پیش هم عقب تر رفتیم و کل آرزومون برگشتن به اون موقست؟ اونوقت اسم این تفکر رو هم می ذاریم اصلاح طلبی؟

چرا فقط تا نوک بینی مونو می بینیم؟! چرا فقط مساله رو تو شکست دادن احمدی نژاد خلاصه می کنیم؟ باید آینده نگر بود. باید بعد از انتخابات را هم دید. باید از خودمون بپرسیم فرض کنیم خاتمی آمد بعدش چی؟ می خواد چی کار کنه؟ همون کارهایی که اون هشت سال کرد؟!

اگه جواب این سوال مثبته باید یادمون بیاد که خاتمی با اون عملکرد خیلی ها رو نا امید کرد. باید به این سوال جواب داد که چه چیزی باعث متفرق شدن خیلی از مهره های اصلی اصلاح طلبا از اطراف خاتمی شد؟ اصلا چه چیزی باعث پیدا شدن جمعی به نام تحریمی ها شد؟ چه چیزی باعث شد که در وضعیت فعلی خیلی از تئوری پردازان و عملگرایان اصلاح طلب بیشتر به کروبی متمایل بشن؟

اصلاحات خاتمی سرانجام تلخی داشت. به قول حجاریان "نتیجه اصلاحات خاتمی آمدن احمدی نژاد بود". ادامه اصلاحات با همون روند باز هم باعث سرخوردگی بخش بزرگی از مردم و نا امید شدن اونها از اصلاحات و اصلاح طلبی می شه و باز هم منجر به ظهور احمدی نژاد جدیدی می شه ...! آیا این سیکل معیوب می تونه منجر به اصلاح کشورمون بشه؟! این بار چه کار جدیدی قراره صورت بگیره؟

اگر کسی ادعا می کنه که اینبار با خاتمی ای جدید سروکار داریم باید از او پرسید که آیا تغییر چند تا برنامه اقتصادی جزئی رو می توان تغییر خاتمی نامید؟ آیا به صرف اینکه خاتمی یکبار از دهنش در رفته و گفته اصلاحات باید از حالت تدافعی خارج بشه و حالت تهاجمی به خودش بگیره می شه امیدوار به خاتمی ای جدید بود؟ اصولا چقدر امکان داره آدمی تو سن 60 سالگی تغییر کنه؟

من شخصا تا امروز جزو تحریمی ها نبودم و دوست هم ندارم که باشم. ولی اگه قرار باشه به خاتمی ای رای بدم که در دراز مدت دوباره احمدی نژاد جدیدی رو باز تولید می کنه و انتخاب دیگری هم نداشته باشم ترجیح می دم به جرگه تحریمی ها بپیوندم.

 

پی نوشت: من کروبی رو از جهت فکری اصلا اصلاح طلب نمی دونم ولی در این وضعیت در صورت کاندیدا نشدن نوری و با توجه به اضافه شدن مهره های قدرتمند عملگرایی مثل کرباسچی به تیم کروبی، کم کم دارم به گزینه کروبی فکر می کنم. کروبی اگه بلد نیست مثل خاتمی حرف های قشنگ بزنه، حداقل یک مرام قبیله ای داره که با اضافه شدن به قدرت چانه زنی های پشت پرده می تونه در بعضی شرایط حساس به داد اصلاح طلبها برسه! در ضمن مدیریت قوی کرباسچی می تونه در این شرایط که دغدغه اصلی مردم نون و آبه خیلی مفید باشه.

|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387  |
 تردید

تردید

تا چندی پیش تردید داشتم که محمد خاتمی می تواند کاندیدای قابل قبولی برای پیشبرد اصلاحات در دوره جدید باشد یا نه؟ البته همان زمان هم اعتقاد داشتم که او کاندیدای ایده آلی نخواهد بود ولی گاهی فکر می کردم که شاید چیزهایی عوض شده باشد و این بار شاهد خاتمی ای محکم تر باشیم. بعضی از حرف های او مرا به این نتیجه رسانده بود مثل این حرف که"جبهه اصلاحات باید از حالت تدافعی خارج شود و حالت تهاجمی به خود بگیرد."

فکر می کردم شاید جسارت را کمی از احمدی  نژاد یاد گرفته باشد!

شاید این بار با برنامه ای مشخص بیاید و با مردم بر سر یک سری از حداقل ها توافق کند و از همه مهمتر اینکه این بار قاطع بیاید. قاطع بر سر همان حداقل هایی که با مردم توافق کرده.

محمد خاتمی هم تردید داشت. او از دو شرط اساسی صحبت می کرد که در صورت تحقق هر دو در انتخابات حاضر می شود: اول اطمینان از همراهی نظام و دوم توافق با مردم بر سر خواسته هایشان.

ماه ها از آن زمان گذشت. می گویند خاتمی بر تردید هایش غلبه کرده و حضورش قطعی است. اما من نفهمیدم که کدام یک از آن دو شرط محقق شد که او را به چنین تصمیمی واداشت؟

حضور خاتمی هنوز قطعی نشده بود که حملات تخریبی جناح رقیب آغاز شد. جناح رقیبی که اکنون اکثریت مجلس و تمامیت سایر قوا را در اختیار دارد. این را می توان دلیلی دانست بر عدم تحقق شرط اول خاتمی برای حضور. حال فرض می کنیم که او توانسته در صحبت های پشت پرده با رهبری مساله حمایت نظام را تا حدودی حل کند. اما شرط دوم چه شد؟ به خاطر نمی آورم که خاتمی با احزاب، دانشجویان، معلمان و سایر پشتیبانان اصلاحات نشسته باشد و بر سر حداقل هایی توافق کرده باشد.

خاتمی آمد ...

اما در حالی که هیچکدام از شرط های حضورش تحقق نیافته است...

خاتمی آمد اما نه قاطع

گفت: "برای حضور در انتخابات اعلام آمادگی می کنم" اما از تک تک کلماتش بوی تردید استشمام می شد...

آن چند ماه قبل خاتمی تردید داشت و من هم. خاتمی در آمدن تردید داشت و من در اینکه آیا باید باز هم به او اعتماد کنم یا نه؟

بالاخره خاتمی با تردید آمد ولی من دیگر تردیدی ندارم. دیگر تردید ندارم  که فردی که اینقدر در مساله حضور یا عدم حضور در انتخابات تردید دارد، هرگز نمی تواند رئیس جمهور قاطعی باشد. حتی در همان حداقل ها...

|+| نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه بیستم بهمن 1387  |
 اصلاحات ساختاری

اصلاحات ساختاری

در جلسه هفته پیش هواداران اصلاحات ساختاری مهمترین اولویت در شرایط فعلی تعریف اصلاحات ساختاری تعیین شد و از دوستان خواسته شد که هر کدام به نوبه خود به این سوال پاسخ دهند که اصلاحات ساختاری به چه معنی است و مرز بندی آن با سایر جریان های اصلاح طلبی در کجاست؟ در این نوشتار قصد دارم دیدگاه شخصی ام را در رابطه با سوال فوق بیان کنم.

مدتهاست که سید محمد خاتمی در اینجا و آنجا اعلام می کند که باید اصلاحات را تعریف کرد. می گذریم از اینکه چرا این حرف باید 12 سال بعد از دوم خرداد 76 زده شود، اما به نظر می رسد که تعریف واژه اصلاحات (اگر تعریفی جامع و مانع مد نظر باشد) کار بسیار دشواری است چرا که این تعریف از یک سو باید شیخ مهدی کروبی را راضی کند و از سوی دیگر عبدالله نوری را! هر چند هر دو این افراد خود را متعلق به جبهه اصلاحات می دانند اما این کجا و آن کجا؟ در یک طرف طیف اصلاح طلبان کروبی ارادت خاصی به ولایت مطلقه فقیه ابراز می دارد و در سوی دیگر این طیف نوری بیان می دارد که از ابتدا با ولایت مطلقه فقیه مخالف بوده.

وجود اختلاف نظر در میان مجموعه اصلاح طلبان واقعیتی انکار ناپذیر و اتحاد این مجموعه حول سید محمد خاتمی امری تکرار ناپذیر است. ائتلافی که در این مجموعه در سال 76 بوجود آمد نه از سر اتفاق نظر در اصول، بلکه از سر ناچاری بود. در آن زمان خیل عظیم کسانیکه از وضع موجود جمهوری اسلامی ناراضی بودند حول خاتمی گرد آمدند در حالیکه در همان زمان هم اختلاف نظرهای اساسی در میان آنها حاکم بود. این اتفاق به تقریب مشابه اتفاقی است که سی سال پیش رخ داد. در آن زمان هم احزابی با دیدگاههای صد در صد مخالف و فقط به دلیل داشتن دشمنی مشترک در ائتلافی تاریخی حول ایت الله خمینی انقلاب ایران را رقم زدند. هرچند بعدها حزب حاکم تمام فرآیند انقلاب را به نام خود رقم زد و بقیه احزاب شریک در انقلاب را به طور کامل از صحنه خارج کرد.

برای تعریف اصلاحات ساختاری به طریق اولی باید اصلاح طلبی را تعریف کنیم تا بعد از آن قادر باشیم در زیر مجموعه اصلاح طلبی، اصلاحات ساختاری را تعریف کنیم. همانطور که بیان شد خواست گروههای مختلف جبهه اصلاحات از اصلاح طلبی بسیار متفاوت است، اما شاید بتوان یک تعریف کلی ارائه کرد که همه خواستها را در بر گیرد. اصلاحات در لغت به معنای ایجاد کردن تغییراتی مثبت است. عبدالله نوری در مقدمه دفاعیات خود در کتاب شوکران اصلاح چنین می نویسد: "انتظار من از اصلاحات بازگرداندن اقتدار واقعی و ارتقاء مشروعیت حاکمیت سیاسی در جمهوری اسلامی است." این یک تعریف کلی از اصلاحات است که به نظر نمی رسد با تفکر افرادی مانند کروبی در تعارض باشد. هر چند که این تعریف جامع و مانع نباشد اما فعلا به آن بسنده می کنیم و ارائه تعاریف بهتر را به خود محمد خاتمی واگذار می کنیم!

برای یافتن تعریف اصلاحات ساختاری از سخنان فردی استفاده می کنم که اصطلاح "اصلاحات ساختاری" نیز از سخنان او وام گرفته شده است. عبدالله نوری در یکی از دیدار های اخیر خود جمله بسیار پر معنی ای بیان کرده بود. نقل به مضمون بیان او چنین است: اگر بتوانیم فقط نیم درصد حاکمیت را ملزم به اجرای یک "دموکراسی واقعی" بکنیم موفق بوده ایم، اما اگر هر چقدر هم برای تحقق یک "شبه دموکراسی" تلاش کنیم بیهوده خواهد بود. 

پس شاید بتوان مهمترین اصل اصلاحات ساختاری را چنین بیان کرد: «فعالیت در جهت تحقق "دموکراسی واقعی" و پرهیز از حرکت در جهت انواع شبه دموکراسی ها»

همچنین شاید بتوان تحقق جامعه مدنی، ایجاد آزادی های سیاسی و اجتماعی و دفاع از حقوق بشر را به عنوان اصول دیگر اصلاحات ساختاری معرفی کرد.

حال که اهداف و آرمانها تعیین گردیده اند در ادامه می توانیم به اهداف کوتاه مدت تر این شکل از اصلاح طلبی بپردازیم  و این سوال را مطرح می کنیم که در صورت پیروزی دولتی که به دنبال اصلاحات ساختاری باشد، اولین اقدام چه خواهد بود؟

یکی از دوستان در مقاله ای بیان داشته بود که اولین اقدام باید تغییر قانون اساسی و کاستن از قدرت مطلقه باشد. اقدام گفته شده اگر چه لازم الاجراست، اما به نظر نگارنده به هیچ وجه نباید در اولویت نخست قرار گیرد. نه به این دلیل که ساختار قدرت اجازه چنین کاری را نمی دهند، بلکه به این دلیل که عموم مردم توان تحمل اصلاحات اینچنینی را در کوتاه مدت ندارند و شاید اقدامات عجولانه بدون بستر سازی اجتماعی باعث شود تا بلایی که توده مردم بر سر مصدق آوردند تکرار شود.

علی رضاقلی در کتاب جامعه شناسی نخبه کشی، تحلیل بسیار زیبایی از وضعیت جامعه ایران بدست می دهد. او در این کتاب با بررسی تاریخی وقایعی که در زمان سه اصلاحگر سیاسی ایران یعنی مصدق، امیرکبیر و قائم مقام رخ داده است، نتیجه نگرفتن اصلاحات این سه بزرگ را در مساعد نبودن بسترهای اجتماعی و وجود نداشتن فرهنگ آن اصلاحات بین مردم دیده است و بیان می دارد:

"...می خواستم با این فکر که اگر امیرکبیر زنده بود یا اگر علیه مصدق کودتا نمی شد چنین و چنان می شد به مبارزه برخیزم و نشان دهم که ساختارهای سیاسی- اجتماعی- فرهنگی تاب تحمل اصلاحات این بزرگان را نداشتند. می خواستم نشان دهم که اگر صد بار با استبداد گلاویز شویم و آنرا تحویل دیگری دهیم، تا وقتی ساختارها استبدادپرور هستند همچنان به تولید محصول خود خواهند پرداخت..."

علی رضاقلی به شدت معتقد است که اصلاحات پیش از هر چیز باید بر اثر تحول در زمینه و بستر اجتماعی و از پایین انجام شود و معتقد است تا زمانی که توده مردم فرهنگ یک اصلاح را نداشته باشند اصلاحات از بالا موثر نخواهد افتاد. شاید عده ای خرده بگیرند که اگر چنین سخنی درست باشد پس چرا باید در این وضعیت به سراغ اصلاح طلبانی مانند عبدالله نوری برویم؟

در جواب این عده باید گفت آنچه ما از این افراد انتظار داریم انجام اصلاحاتی یک شبه و بدون فرهنگ سازی در بین مردم نیست. آنچه ما از فردی مانند نوری انتظار داریم اصلاحاتی تدریجی ولی قدرتمند است. تدریجی به این معنا که نباید اصلاحاتی بیش از ظرفیت تحمل مردم به انجام رساند و قدرتمند به این معنا که نباید در مقابل قدرت مطلقه از همان اصلاحات حداقلی خواسته شده کوتاه آمد.

شخصا به شدت معتقدم که اولین اقدامی که افرادی مانند نوری در صورت موفقیت در انتخابات باید انجام دهند باز کردن فضای گفتگو و تبادل اندیشه به روی عموم جامعه است. یعنی اجرای تمام عیار همان چیزی که در قانون اساسی از آن با عنوان "آزادی بیان و اندیشه" نام برده شده. حذف ممیزی ها، راه اندازی شبکه های تلویزیونی خصوصی، حذف فیلترینگ از اینترنت، ارائه  دادن اینترنت پر سرعت در نقاط مختلف کشور و به طور کلی باز کردن فضای رسانه ای می تواند اولین و مهمترین اقدام دولت باشد. در شرایطی که رسانه ملی به ابزار دست تمامیت خواهان برای القای تفکر خود به مردم تبدیل شده، بدون شک فضای باز رسانه ای می تواند موثرترین اقدام در جهت بالا بردن فرهنگ سیاسی مردم و بسترسازی برای اصلاحات بعدی باشد.

برقراری آزادی های اجتماعی حداقلی و حذف نیروهای بیمار گشت ارشاد از سطح کشور می تواند به عنوان یکی دیگر از اهداف کوتاه مدت دولت اصلاحات ساختاری مد نظر قرار گیرد. اما در کنار تحقق بخشی به این اهداف کوتاه مدت نباید آرمان نهایی را از یاد برد و نباید فراموش کنیم که در صورتی که به سمت دموکراسی واقعی حرکت نکنیم و از قدرت مطلقه حاکم نکاهیم، قدرت مطلقه باز در اولین فرصت تغییرات مطلوب خود را اعمال خواهد کرد...

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه دوم بهمن 1387  |
 خرداد طلایی

پنجشنبه هفته پیش طبق روال هر ماه مراسم دعای کمیل در منزل عبدالله نوری برگزار شد. از اونجا که شرکت در این مراسم برای عموم آزاده و از اونجا که آرزوی دیدن نوری از نزدیک به دلم مونده بود و از اونجا که می خواستم آرزو به دل نمیرم تصمیم گرفتم تو این مراسم شرکت کنم! این شد که بالاخره چشم ما هم به جمال این مرد عزیز روشن شد.

دعای کمیل رو خودش می خوند. عجب صدایی هم داشت لامصب!! چیزی نمونده بود من قصی القلب هم گریه ام بگیره! بعد از دعا هم مجتهد شبستری سخنرانی زیبایی با عنوان "۱۰ اصل برای صلح" انجام داد.

آخر مراسم گپ و گفت مفصلی هم با عیسی سحرخیز داشتم. نظرش این بود که خاتمی ۷۵ درصد تو انتخابات شرکت می کنه. ولی از طرف دیگه با فعال شدن نوری هم خیلی موافق بود. همه رفته بودند و من و چند تا از دوستانم و سحرخیز هنوز مشغول بحث بودیم. خلاصه صحبتمون اونقدر طولانی شد که صدای نوری هم در اومد: آقای سحرخیز نمی خواهید برید!!

موقع رفتن یکی از دوستان روزنامه نگارم که کارهای سایت جدید التاسیس خرداد رو هم انجام می ده آرشیو روزنامه های خرداد رو از پسر نوری گرفت تا به مطالب سایت اضافه بشه. فرصت نشد با خود عبدالله نوری صحبت زیادی بکنم. فقط چند کلام رد و بدل شد و تقاضایی برای حضور...

یاد خرداد طلایی آن سالها بخیر! بی اغراق بی پرواترین تریبون اصلاحات بود. روزنامه ای که سهم بزرگی در آگاه کردن مردم از پشت پرده حوادث کوی دانشگاه و قتل های زنجیره ای داشت و مدیر مسئول آن، مردی بود که در مقابل من ایستاده بود و تاوان سنگینی برای دفاع از اصلاحات پرداخت...

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه دهم دی 1387  |
 ممد خاتمی تو پینه دوزی... مملکت پاره شد باید بدوزی!!

هفته پیش سخنرانی خاتمی در دانشگاه تهران برگزار شد. ملت شعار می دادند:

"ممد خاتمی تو پینه دوزی... مملکت پاره شد باید بدوزی!!"

ظهر آن روز با هر بدبختی ای بود از گیت های امنیتی دانشگاه تهران گذشتیم تا سخنرانی خاتمی را از نزدیک ببینیم. اما وقتی به جلو درب سالن رسییدم با درب های بسته مواجه شدیم و دانشجویان زیادی که جلو درب ایستاده بودند. نگهبانان درب فریاد می زدند که سالن پر است، لطفا از پرده های نمایشی که بیرون نصب شده برنامه را مشاهده کنید. ما هم که این همه راه را نیامده بودیم که از پرده نمایش، سخنرانی خاتمی را ببینیم، برای همین به امید فرجی کنار درب ایستادیم!

با خبر شدیم که اعضای انجمن اسلامی که برگزار کنندگان مراسم و حامی کاندیداتوری خاتمی بودند از صبح چند مینی بوس از اعضای خود را از جاهای مختلف آورده بودند تا سالن را پر کنند و جا به غیر خودی ها (مخالفان حضور خاتمی در انتخابات) نرسد!! غیر از این مورد به خودی ها از دانشگاه های دیگر کارت دعوت داده بودند تا بی زحمت از گیت های امنیتی عبور کنند و خیلی از افرادی که سوالات جدی از خاتمی داشتند پشت گیت های امنیتی اسیر شدند و فرصت ورود نیافتند. این نوع حرکت ها از بسیج بعید نبود ولی از حامیان خاتمی واقعا بعید بود.

با گذشت زمان پشت درب سالن شلوغ و شلوغ تر می شد و دانشجویان برای ورود فشار می آوردند. اعضای انجمن هم جلو درب را پوشانده بودند و در مقابل فشارها مقاومت می کردند. این حرکت را هم از حراست یاد گرفته بودند. وای به حال انجمنی که حرکت های نکوهیده بسیج و حراست را تکرار می کند. به هر حال همانطور که در تجمع روز 16 آذر حراست نتوانست جلو ورود دانشجویان را بگیرد، در این برنامه هم انجمنی ها موفق به این کار نشدند! در ها باز شد و سیل دانشجویان به سالنی که لبریز از داشجو بود وارد شد. لحظات وحشتناکی بود. دانشجویات از سر و کول هم بالا می رفتند.

بعد از دقایقی فشار کمتر شد و تونستیم سر جایی که بودیم بنشینیم و منتظر حضور خاتمی شویم. اگر از ابتدا مجریان برنامه درب را نمی بستند و می گذاشتند تا سالن بصورت طبیعی پر شود هیچ وقت این جمعیت به این طرز وحشتناک وارد سالن نمی شد.

خاتمی آمد. استقبال خیلی خوبی هم از او شد. سخنرانیش را شروع کرد ولی با همان حرف های تکراری همیشه! حتی خاتمی بخش بزرگی از ماجرای 18 تیر را به گردن اغتشاش طلبان حاضر در بین دانشجویان انداخت و گفت "طبیعی است که با اغتشاش برخورد شود!"

البته اگر بخوام بی انصافی نکنم باید بگم بعضی حرفهاش قشنگ بود ولی آنها هم فقط حرف بود:

·         "امروز به جایی رسیده ایم که زندان رفتن در این مملکت عیب نیست! بلکه گاها افتخار آمیز شده است."

·         "در بعضی از جاها می توانسیتم تند تر برویم ولی نرفتیم. من اشتباه کردم."

با این حال من که بعید می دونم اگر خاتمی بیاد تندرو تر از قبل بشه. نوبت به سوال و جواب ها رسید. منتظر همین لحظات بودم. منتظر بودم که بلکه سوال هایی اساسی و بی رو در بایستی از خاتمی پرسیده شود تا شاید جوابهای خاتمی من را متقاعد کند که خاتمی امسال با دوره های پیش تفاوت کرده و ایندفعه همه را نا امید نمی کند. اما... سوالها کلیشه ای و جواب های خاتمی هم کلیشه ای تر از آن! مجری اعلام کرد که به علت جمعیت زیاد حاضر در سالن سوالهای شفاهی پرسیده نمی شود و فقط سوال های کتبی را می خوانند. چند بار هم که افراد می خواستند با صدای بلند سوالشان را از خاتمی بپرسند مجریان مانع شدند.

وقتی یکی از دانشجویان فریاد زد "در آن 8 سال چه کار کردی؟" گفت: "ببینید! شما توقعاتی دارید، خب نگذاشتند کار کنیم!" و اضافه کرد "مهم آمدن من نیست مهم این است که کسی بیاید که هم تحول خواه باشد و هم روی او حساسیتی نباشد تا بتواند کار کند!"

به نظر می رسید که منظور خاتمی اشخاصی مانند کروبی یا میرحسین هستند.(رویشان حساسیت نباشد) البته نمی دانم که کجای کروبی به تحول خواه شبیه است! راستی چطور می شود که کسی هم تحول خواه باشد و هم رویش حساسیت نباشد؟! اگر قرار بود که جاده را برای اصلاحات باز کنند و برای تحول خواهان فرش قرمز بیندازند که اصلا کار ما به اینجا نمی کشید.

در کل با توجه به این حرفهای خاتمی و فعالیت شدید انتخاباتی کروبی به نظر می رسد که احتمال حضور خاتمی در انتخابات ضعیف تر شده.

پی نوشت: من شخصا یک انتخابات 4 قطبی (احمدی نژاد، قالیباف، کروبی و نوری) را به انتخابات دو قطبی خاتمی- احمدی نژاد ترجیح می دهم. اینطوری بین سلایق سیاسی مرز بندی های دقیقی می شود و هر سلیقه بسته به وزنش در افکار عمومی رای می آورد.

 پی نوشت دوم: اگه همه حرفهای خاتمی رو نیاوردم به دلیل سانسور کردن نیست! به این دلیله که همیناش تو ذهنم مونده بود!

پی نوشت سوم: نسخه آزمایش سایت خرداد (هواداران اصلاحات ساختاری) بالا اومده ولی هنوز بعضی قسمت هاش تکمیل نشده. به هر حال همینش هم دیدن داره. مخصوصا زندگی نامه کامل عبدالله نوری!

www.khordaad.com

|+| نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه سوم دی 1387  |
 سخنان عبد الله نوری در جمع فعالان دانشجویی گیلان

فعالان سیاسی اصلاح طلب و  تحول خواه استان گیلان، که شامل اعضای شعبه گیلان سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت)، نیروهای سیاسی مستقل و تعدادی از روزنامه نگاران بودند، در دیدار با عبدالله نوری به بیان نتایج جلسات خود وتشریح وضعیت استان گیلان و دیدگاه های گروه های سیاسی فعال در این استان پرداختند.

حاضران در این جلسه با اشاره به طرح احتمال کاندیداتوری عبدالله نوری طی ماه های گذشته در فضای سیاسی کشور این موضوع را عامل ایجاد امید و انگیزه در میان بسیاری از نیروهای سیاسی اصلاح طلب و تحول خواه دانستند که می تواند در صورت تحقق، آرای خاموش جامعه و مطالبات اساسی توده های مردم را نمایندگی کند.

فعالان سیاسی حاضر در این جلسه، شرایط دشوار کنونی و نیاز به مدیری که با تکیه بر آرای مردمی بتواند فارغ از اراده و مداخله مراجع غیرقانونی اقدام به اصلاحات اساسی در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بکند و در عین حال سابقه مدیریتی وی نیز حاکی از توان و اراده او برای حل اساسی این مشکلات باشد، را دلیل دعوت خود از عبدالله نوری برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری آینده عنوان کردند.

عبدالله نوری  در این دیدار با اشاره به اظهار نظرهایی که در مورد انتخابات ریاست جمهوری دهم و کاندیداتوری وی مطرح شده است، گفت: "درباره انتخابات چنانچه سؤال این باشد که آیا بنده توانایی احراز مسوولیت ریاست جمهوری را دارم و آیا می توانم کار مثبتی انجام دهم و تاثیر گذار باشم؟ پاسخ من منفی نیست بلکه معتقد هستم چنانچه شرائط چنین فرضی را ایجاب کند پاسخ من می تواند مثبت هم باشد."

عبدالله نوری در ادامه ضمن اشاره به شرایط موجود کشور و آرایش نیروهای سیاسی گفت: "با این حال موضوع مهم این است که چه شرایط و زمینه هایی باید برای ریاست جمهوری هر فردی محقق شود و آیا این پیش زمینه ها وجود دارد یا نه، که بدون پاسخ دادن به آن به اعتقاد من نباید حرکت خامی صورت گیرد."

عبدالله نوری با اشاره به شرایط نامناسب اقتصادی و مدیریت اسفبار فعلی کشور و برشمردن تاثیرات نامطلوب و مخرب تحریم های جهانی و مشكلاتي که این تحریم ها برای کشور به وجود آورده است، به لزوم قدرت تصمیم گیری رییس جمهور آینده اشاره کرد و گفت : "اگر قرار باشد در چهار سال آینده نیز موضع گیری ها درباره مسایل مهم کشور  از جمله بحث هسته ای و مناسبات منطقه ای و بین المللی به همین شکل باشد، رییس جمهور آینده حتی اگر از اصلاح طلبان هم باشد بدون قدرت تصمیم گیری، شرایط فوق العاده دشواری پیش رو خواهد داشت."

عبدالله نوری به عنوان نمونه به پایین آمدن قیمت نفت اشاره کرد و گفت: " منابع درآمدی ما به طور کلی در دو بخش است، منابع نفتی و منابع مالیاتی و سایر، باید توجه داشت که وقتی درآمد نفتی کاهش می یابد، سطح درآمدهای دولت ناشی از عوارض و مالیات نیزکم می شود. یعنی پول نفت بر بودجه ایران، هم تاثیر مستقیم و هم تاثیر غیرمستقیم دارد. هزینه های جاری هم به گونه ای است که با توجه به نرخ تورم نه تنها قابل کاهش نیست که چه بسا نیاز به ترمیم و افزایش به ویژه در ارتباط با حقوق بگیران داشته باشد.

نمونه دیگر وابستگی نگران کننده کشور به واردات در زمینه های گوناگون با توجه به کاهش شدید در آمد نفتی است، از نیازمندی در بخش کشاورزی تا صنعت و تکنولوژی، از کالاهای مصرفی تا سرمایه گزاری و تولید. یک مثال مشخص در این زمینه بحث گندم است، در اواخر دولت اصلاحات در بحث گندم به خودکفایی در تولید رسیدیم ولی درسال جاری اقدام به واردات گندم کرده ایم. جالب آن که تجارت جهانی گندم در دنیا حدود 100 میلیون تن است که امروز 6درصد آن، یعنی 6میلیون تن را ایران خريداري می کند به گونه ای که ایران در صدر خریداران گندم جهانی قرار گرفته است."

عبدالله نوری در ادامه افزود: آیا واقعا رییس جمهور قادر است برنامه های خود برای حل برخی مشکلات اقتصادی مرتبط با سیاست خارجی، ایجاد امنیت اقتصادی، تعامل و تنظیم روابط بین المللی و یا ده ها موضوع دیگر را اجرا کند؟ آیا در تعامل با نهادهای پاسخگو و غیر پاسخگو توانایی دارد؟ آیا می تواند به پشتوانه اینکه منتخب مردم است بر دفاع از برنامه های خود اصرار و پافشاری نماید؟ یا در نهایت به یک تدارکاتچی بدل خواهد شد؟"

عبدالله نوری در ادامه با اشاره به دو دیدگاه در نقد اصلاحات گفت:" اکنون تقریبا همه فعالان اصلاح طلب معتقدند که فرصت هایی از دست رفته است. اما این نقد از دو دیدگاه مطرح می شود برخی معتقدند عدم تحقق اهداف اصلاحات ناشی از تندروی ها بوده است و در مقابل بعضی دیگر می گویند که فرصت سوزی ها نتیجه کندروی ها و فراموش کردن شعارها بوده است."

مدیر مسئول روزنامه توقیف شده خرداد ادامه داد: "ما در زمان اصلاحات با مساله ای مواجه بودیم که خیلی هوشندانه طراحی شده بود. از ابتدای اصلاحات، اصلاح طلبان را به دو دسته معتدل و افراطی تقسیم کردند.(شاید هم توسط خود اصلاح طلبان این تقسیم بندی صورت گرفت) ولی در هیچ جا من ندیدم بگویند اصلاح طلب ها سه دسته اند معتدل، افراطی و تفریطی . بله برای محدود کردن اصلاحات و اصلاح طلب ها، هر آدم معتدلی  افراطی نامیده شد تا از خواسته های خود عقب برو، اما هیچ وقت کسی به تفریطی بودن متهم نشد. نتیجه این روند هم این شد که تفریطی ترین افراد، معتدل نامیده شوند و بسیاری از برنامه ها و شعارها اجرایی نگردد."

پی نوشت: این مطلب فقط کپی پیست یک خبره برای کسانی که شاید آنرا ندیده باشند

|+| نوشته شده توسط علیرضا در شنبه بیست و سوم آذر 1387  |
 دانشگاه؛ فریاد آزادی (گزارش تجمع اعتراض آمیز داشجویان به دعوت دفتر تحکیم وحدت)

"ای رهبر آزاده، خمینی چشم به راهه!!"

این شعاری بود که دانشجوهای در مراسم گرامی داشت 16 آذر یکصدا فریاد زدند!

از ساعات اولیه صبح نیروهای امنیتی دور دانشگاه را گرفته بودند و در پشت تمام دربهای ورودی دانشگاه 7 یا 8 نفر ایستاده بودند و از تمام دانشجویان کارت می خواستند. بطوریکه حتی دانشجویان خود دانشگاه هم برای ورود مشکل داشتند و اگر کارت همراهشان نبود از ورودشان جلوگیری می شد.

در حدود ساعت 11 صبح اجتماع پراکنده ای از دانشجویان در فضای دور دانشگاه شکل گرفته بود و نیروهای امنیتی شروع کرده بودند به تذکر دادن به دانشجویان برای متفرق شدن.

در حدود ساعت 12 این اجتماعات پراکنده بر تعدادشان افزوده شد و با به هم پیوستن جماعت نسبتا بزرگی از دانشجویان در پشت درب خیابان 16 آذر تشکیل شد. در این هنگام بود که تمام درب های داشگاه به طور کامل بسته شد و  قفل شد. نیروهای امنیتی هم که بصورت ناگهانی متوجه جمع بزرگ دانشجویان شده بودند، به اطراف جمع هجوم آوردند و به دانشجویان امر و نهی می کردند که از این طرف نه! از آن طرف هم نه! نمی دانم آنها با خودشان چه فکری کرده بودند. اگر قرار بود که ما به حرف آنها گوش دهیم که اصلا به آنجا نمی آمدیم.

از داخل دانشگاه خبر می رسید که تجمع دفتر تحکیم وحدت آغاز شده. در این هنگام نیروهای امنیتی با هدف متفرق کردن جمع بیرون داشگاه با وحشی گری تمام شروع به زدن دانشجویان با لگد و باتوم کردند که بامقاومت دانشجویان مواجه شد. در نهایت در اقدامی مناسب داشنجویان به سمت درب شمالی هجوم بردند و با فشاری که به پشت در آوردند آن را شکستند و وارد شدند.

در این پروسه سر یکی از دانشجویان در اثر برخورد به میله های اطراف درب شکست که به بیمارستان منتقل شد. همچنین چند تن از دانشجویان بازداشت شدند.

پس از پیوستن جمع بیرون به تجمع درون دانشگاه جماعت بزرگتری تشکیل شد که با خواندن شعار یار دبستانی به سمت درب دانشگاه حرکت کردند تا دانشجویان بازداشت شده را آزاد کنند. مسئولین دفتر تحکیم وحدت با حراست وارد گفتگو شدند و قرار بر این شد که اگر داشجویان با زبان خوش آزاد نشدند، به روش دیگری آزادشان کنیم که خوشبختانه کار به آنجا نکشید. حراست تسلیم شد و دانشجویان را آزاد کرد.

در پلاکاردهایی که دانشجویان به همراه داشتند عناوین مختلفی به چشم می خورد:

·         طرح امنیت اجتماعی؛ ذهن هایی بیمار! توهین به شعر ملت!

·         دگر اندیشی جرم نیست

·         با تهدید و احضار آرام نمی شویم

·         حقوق زنان، حقوق بشر

·         آزادی پوشش حق ماست

در حدود ساعت 1 تریبون آزاد در مقابل دانشکده فنی برگزار شد و داشجویان مختلفی به ایراد سخنرانی پرداختند. مهدی عربشاهی دبیر تحکیم وحدت گفت: "کجایند دانشجویانی که نام خود را ارزشی نهاده اند تا که این جمعیت را ببینند و حرف ما را بشنوند؟" او به «زندانی کردن دانشجویان و بازنشسته کردن اساتید دگراندیش» اعتراض کرد. او تاکید کرد که دانشجویان از آن چه که «انقلاب فرهنگی دوم» خواند جلوگیری خواهند کرد. آقای عربشاهی هم چنین با اشاره به این که محمود احمدی‌نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران «سعی دارد خود را در دانشگاه محبوب نشان دهد» گفت: «احمدی‌نژاد در بین دانشجویان محبوبیتی ندارد، زیرا برای کشور جز ویرانی به بار نیاورده است.»  

مجید توکلی از داشنجویان امیرکبیر که 16 ماه حبس را متحمل شده بود گفت: "امروز شعبان بی مخ ها دولت را به تاراج می بردند، امروز هم مانند آن زمان شعبان بی مخ ها در لوی ناصرالدین شاه در آمدند." وی اضافه کرد:"امروز بخش بزرگی از سخنان من خطاب به شخص اول مملکت است که به دلیل اینکه دوستان تحکیم از من خواستند از گفتن آنها در این جمع پرهیز کنم، آنها را بیان نمی کنم، ولی خیلی ناراحتم که ما خودمان هم به خودسانسوری مبتلا هستیم و از بیان حرفها جلوگیری می کنیم. "

مهدیه گلرو هم از فعالان دانشجویی داشگاه علامه گفت: "با طرح های مختلف می خواهند دختران دانشجو را خانه نشین و خانه دار کنند! منتظر روزی هستم که آقای احمدی نژاد و وزیر علومشان بابت گندی که در دانشگاه ها زده اند به مردم و دانشجویان پاسخ دهند." وی افزود: “آمده ایم تا بگوییم هر چند چکمه های استبداد روی گلوی ما باشد ، نمی گذاریم که حراست جای خالی ساواک را پر کند. آمده ایم تا بگوییم که اگر دانشگاه را زندان کنند ، ما زندان را دانشگاه می کنیم.

دانشجوی دیگری هم گفت: "خاتمی هم برای ما کاری نکرد!"

پس از اتمام تریبون آزاد مسئولین تحکیم برنامه را تمام شده اعلام کردند ولی داشجویان بازهم تجمع را ادامه دادند و با تجمع در سردر دانشگاه شعارهای اعتراض آمیز خود را سر دادند. دراین هنگاه نیروهای انتظامی با قرار دادن سه دستگاه اتوبوس تلاش داشتند عابران در برابر دانشگاه تهران تجمع دانشجویان را مشاهده نکنند. شعرها عبارت بودند از:

·         توپ، تانک، بسیجی، دیگر اثر ندارد!

·         دانشجو میمیرد، ذلت نمی پذیرد

·         ما زن و مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم

·         مرگ بر دیکتاتور

·         ولایت دیکتاتوری، نمیخوایم، نمی خوایم...

·         ای رهبر آزاده، خمینی چشم به راهه!

·         پلیس به این بی غیرتی، هرگز ندیده ملتی!

·         مزدور برو گمشو

·         ای مردم با غیرت؛ حمایت، حمایت

·         دولت احمدی نژاد، عامل تبعیض و فساد

·         نصر من الله و فتح قریب...ننگ بر این دولت مردم فریب

·         دولت بی کفایت، خجالت، خجالت!

در حدود ساعت 2:30 تجمع پایان یافت.

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در دوشنبه هجدهم آذر 1387  |
 ما و دکتر حبیب الله پیمان

دوشنبه گذشته جلسه پنجم از سری جلسات هفتگی "حامیان اصلاحات ساختاری" در منزل یکی از فعالان حقوق بشر برگزار شد. مهمان ویژه این جلسه ما دکتر حبیب الله پیمان از فعالان پر سابقه سیاسی ایران بود.

دکتر پیمان معتقد بود که در زمان حاضر نیروی اجتماعی قوی و منسجمی که بتواند به حاکمیت فشار اجتماعی وارد کند و آنها را وادار به قبول کردن خواسته های اصلاح طلبان کند وجود ندارد و حتی معتقد بود آرای 20 میلیونی یک نفر هم به تنهایی نمی تواند نیروی اجتماعی محسوب شود. بلکه اگر این جمعیت حاضر شد پس از انتخابات در صحنه حضور داشته باشد و در حمایت از کاندیدای مورد نظر خود هزینه بدهد، آنوقت می توان این را یک نیروی اجتماعی برای فشار به حاکمیت در نظر گرفت.

وقتی از ایشان در مورد جنبش دانشجویی و توانایی تاثیر گذاری آن سوال شد، پاسخ ایشان این بود که الان در صد کمی از دانشجویان به فعالیت سیاسی جدی مشغولند و از طرف دیگر فضا برای فعالیت هم بسیار محدود شده است و در این وضعیت نمی توان دانشجویان را مانند سال 76 متحد کرد و حتی اگر بتوان این کار را هم کرد و دانشجویان در حمایت از کاندیدای خود به طور گسترده تظاهرات کنند، حاکمیت در اقدام بعدی درب دانشگاه ها را مانند زمان انقلاب فرهنگی خواهد بست. ایشان پرسید اگر چنین شرایطی پیش آید آیا سایر نیروهای مردمی حاضرند در حمایت از داشنجویان اعتصاب کنند؟

دکتر پیمان در ادامه صحبت هایش با ذکر چند نمونه تاریخی از لزوم اصلاحات دراز مدت، و نه ضربتی، صحبت کرد و گفت: تاریخ کشورهایی که به دموکراسی پایدار رسیده اند، جملگی گواه درست بودن این راه است. با توجه به اینکه حاکمیت تمام راه های رسانه ای و ارتباطی را برای ما مسدود کرده، نیروهای مخالف وضع موجود در حال حاضر و در راستای پروژه های بلند مدت برای کسب پایگاه اجتماعی قوی باید به بین مردم نفوذ کنند و از این طریق اندیشه های خود را به بین مردم ببرند.

دکتر پیمان برای انتخابات پیش رو به شدت با موضع تحریم مخالف بود و اعتقاد داشت برای نیل به هدف بلند مدت گفته شده لازم است تا با حضور در انتخابات به کسی رای دهیم که یک فضای حداقلی برای تنفس، گفتگو و تبادل افکار را بوجود آورد. پیمان معتقد بود در شرایط فعلی که نیروی اجتماعی قوی نداریم اگر بخواهیم حاکمیت را یک قدم عقب برانیم ما هم باید یک قدم عقب برویم و از در گفتگو وارد شویم و شعارهایی را مطرح نکنیم که حساسیت حاکمیت را برانگیزد‍! هر چند این شعارها ایده آل باشد ولی نباید رسیدن به آنها خصوصا دراین دوره جزو برنامه اصلاح طلبان قرار گیرد.

دکتر پیمان در پایان در تنها اظهار نظر مستقیم در مورد شخص عبدالله نوری معتقد بود که وی نمی تواند از سد شورای نگهبان رد شود، ولی به هر حال حضور او و بیان ایده هایش را مفید ارزیابی کرد.

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387  |
 تا کی عقب نشینی؟؟

تاریخ ایران نام خاتمی را به عنوان کسی به خاطر خواهد سپرد که نخستین اندیشه های اصلاح طلبی را به میان مردم برد. کسی که در دوران خفقان سیاسی ایران به صحنه آمد و حضورش جمعیتس را به پای صندوقهای رای کشاند که در تاریخ پس از انقلاب نظیری نداشت. دوران هشت ساله اصلاحات علارقم تمام انتقادات وارده، دستاورد های بزرگی داشت. نمایش چهره ای صلح جو از ایران در مجامع بین المللی و بوجود آمدن فرصتی برای بیان اندیشه های تصلاح طلبانه و نوگرایانه شاید بزرگترین دستاورد های دوران اصلاحات خاتمی بود.

اما داستان اصلاحات ایران در اینجا خاتمه نیافت. قتل های زنجیره ای ... سکوت خاتمی، کوی دانشگاه ... سکوت خاتمی، محاکمه منتقدان حکومت ... سکوت خاتمی.

اصلاح طلبی به سبک خاتمی پایان غم انگیزی داشت بطوریکه به گفته سعید حجاریان نتیجه اصلاحات آقای خاتمی ، آمدن آقای احمدی نژاد بود!خاتمی با تمام خصایص کم نظیرش رئیس جمهور دوران گذار به دموکراسی و جنگ برای آزادی نبود. شاید اگر اگر هم اکنون فرآیند گذار به دموکراسی را طی کرده بودیم و گفتمان دموکراسی جایگاه واقعی خود را در ایران پیدا کرده بود، خاتمی گزینه مناسبی برای ریاست جمهوری بود.

در دورانی به سر می بریم که اقتدارگرایان، برای حذف مخالفان به هر ترفند ناجوانمردانه ای متوسل می شوند. در دورانی به سر می بریم که تیغ نظارت استصوابی بسیار برّان شده است. در دورانی به سر می بریم که قصاوت قلب خودکامگان به اوج خود رسیده است و حامیان قدرت در بریدن سر اصلاح و اصلاح طلبی هیچ رحمی به دل راه نمی دهند.

آیا در این شرایط جدید حضور مجدد خاتمی می تواند مفید باشد. در شرایط موجود که حتی رد صلاحیت خاتمی نیز چندان دور از ذهن نیست، آیا ساختار قدرت فرصت اصلاحات را به خاتمی خواهد داد؟ به عقیده بسیاری از کارشناسان خاتمی در صورت رئیس جمهور شدن حتی از همان امکانات محدود دوران هشت ساله اصلاحات برای اصلاح کشور نیز برخوردار نخواهد بود. آیا باید روشنفکران و دانشجویان را که به عقب نشینی خاتمی معترض بودند بیش از این نا امید کرد؟

ریاست جمهوری مجدد احمدی نژاد مرگ ایران را به دنبال خواهد داشت و حضور مجدد خاتمی سرخوردگی مجدد حامیان اصلاح طلبی خواهد بود. آیا باید از ترس مرگ خودکشی کرد؟

آزادی، دموکراسی، حقوق بشر، ... آیا باید همه آرمانها و اهداف را فراموش کرد؟ آیا باید باز هم عقب نشینی کرد؟

ای کاش نیروهای اصلاح طلب به جای عقب نشینی های پی در پی از شخصی حمایت می کردند که سابقه ایستادگی در برابر قدرت را در کارنامه خود داشته باشد تا یک بار برای همیشه در مقابل بی عدالتی مدعیان عدالت ایستادگی شود.

ای کاش باور می کردند که افراد دیگری نیز وجود دارند که از محبوبیت کم نظیری برخوردارند. ای کاش می دیدند اصلاح طلبی را که جام زهر اصلاحات را یک تنه سر کشید و تمام عواقبش را به جان خرید. ای کاش می دیدند مردی را که حقایق بسیاری را از حقایق قتل های زنجیره ای را رو کرد و محاکمه شد. ای کاش می دیدند انسانی را که در محکمه اقتدار گرایان پای تمام عقایدش ایستاد و قاطعانه از خود دفاع کرد. صاحب "شوکران اصلاح" کسی نیست جز عبداله نوری. کارنامه درخشان نوری در دفاع از اصلاح او را به اسطوره مقاومت در جبهه اصلاحات تبدیل کرده. هنوز هم کسانی که آن دوران را به یاد دارند از او به عنوان کسی یاد می کنند که پای تمام عقایدش ایستاد و به زندان افتاد.

بدون شک شورای نگهبان به مبارزی مثل نوری به راحتی اجازه ریاست جمهوری و رهبری جبهه اصلاحات را نخوهد داد. اما آیا نباید یکبار هم که شده نوری و اصلاحات واقعی را به حاکمیت تحمیل کنیم؟ آیا نباید برای گرفتن تایید صلاحیت او متحد شد و نباید برای قبولاندن او به حاکمیت مبارزه کرد؟

ادامه روند کنونی و عقب نشینی های پی در پی، مرگ تدریجی اصلاح و اصلاح طلبی است. آیا نباید یکبار هم که شده به نظارت استصوابی "نه" گفت؟؟

|+| نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه پنجم آذر 1387  |
 
 
بالا